به صورت اتفاقی تصمیم گرفتم برم وبلاگ قدیمیم رو چک کنم .به صورت اتفاقی پستای خیلی قدیمیم رو دیدم و تصمیم گرفتم یه سریاشونو منتقل کنم به این وبلاگ .
در همون حین ، به صورت اتفاقی چشمم به پیوند های روزانه وبلاگ قدیمیم افتاد و به صورت اتفاقی رفتم داخل سایت « داداش رضا »ی معروف .مطالبش رو رندوم میخوندم و اتفاقی چشمم خورد به پستی که نوشته بود : این فایلی که میذارم فایل کل قرآنه و آرامش بخش ترین صدارو که درخواست کرده بودین گذاشتم ، و کیفیتش برخلاف اکثر جاها ، ۳۲۰ هست . یه گیگ و خرده ای حجمش بود ولی بن
برچسب:
نویسنده: یاسین سلطانی
دیروز هیچی نخوندم متاسفانه . امروز سعی کردم تا موتورم کاملاً خاموش نشده یه کاریو شروع کنم . بنابراین ریاضیو ادامه دادم و دو ساعت و بیست و پنج دقیقه تقریباً خوندم . البته زمانو گم کردم و فقط میدونم بیشتر از دو ساعت ، و کمتر از حدود دو ساعت و چهل و پنج دقیقه خوندم . احتمال زیاد همون 2:25 بود . فصل کلفت تابع ، درسنامش تموم شد . فقد جزوه نویسیِ قسمت آخرش مونده که خیلی وقت نمیگیره و بعداً انجام میدم . فصل تابعی که از کتاب مهر و ماه تموم شد ، شامل فصل تابع دهم ، یازدهم و دوازدهم بود .از نظر فرسایش
برچسب:
نویسنده: یاسین سلطانی
سلام :) ، دلم برای بلاگفا تنگ شده بود . هر از چند گاهی سر میزدم ولی هیچ پستی نذاشتم از اواسط اسفندِ پارسال . واقعیتش ته قلبم حس میکنم که هویتم لو رفته و اونی که نباید اینجارو ببینه اینجارو میبینه . شایدم توهم زدم ، ولی خب ! ولی دلیل اصلی این نبود . دلیل اصلی این بود که میخواستم اول به نتیجه ای که میخواستم برسم و بعدش با دست پر بیام ، با این حال صبرم انقدری زیاد نبود . از الان به بعد هر از چند گاهی درمورد وضعیت درونیم حرف میزنم که کمی از انرژی های
برچسب:
نویسنده: یاسین سلطانی
سلام ، حرف خاصی ندارم و صرفاً اومدم تکرار مکررات بکنم . ولی خب اتفاقات کوچیکی هم افتاده که خوشحال کننده هستن ، مثلاً دندون پزشکی رفتم و تنها دندون جلوییم که سیاه مونده بود رو پر کردم . یک سومش سیاه بود و خب ژست خوبی نداشت . جلسه دوم دندون یکی مونده به آخر از بالا سمت راست رو عصب کشی کرد و پانسمان کرد و امروز یک هفته از جلسه دوم میگذره و باید برم برای ادامه کار . منشی گفت سه جلسه میکشه ، ولی واقعیتش حس میکنم دو جلسه برای هر دندونی که به عصب رسیده کافیه
برچسب:
نویسنده: یاسین سلطانی